العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

759

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

فصل اول - قتل سه قسم است : عمد و خطا و ميانه اين دو كه شبه عمد يا شبه خطا گويند قتل عمد آن است كه قصد كشتن كسى را بكند و همو را بكشد و خطا آن است كه اصلا قصد كسى را نكرده بىقصد او بفعل او كشته شود و شبه عمد آن است كه قصد كسى كرده اما نه او را بكشد بلكه آزار ديگرى برساند و همان كسى كه قصد آزار او كرده بىاراده او كشته شود پس اگر مقتول مقصود او بوده است كه بكشد عمد محض است و اگر مقصود او نبوده نه مىخواست آزار كند و نه مىخواست . بكشد خطاى محض است و اگر شخص مقتول مقصود او بوده كه آزار رساند نه آن كه بكشد عمد شبيه به خطا يا خطاى شبيه عمد است . اگر كسى را براى ادب كردن بزند و او بميرد عمد شبيه خطاست و اگر تير يا سنگ براى مرغى افكند و به انسانى برسد و بكشد خطاى محض است و همين سه قسم در همه اقسام جراحت نيز جارى است . هر گاه قاتل دعوى كند كه قصد كشتن نداشتم اما آلات كشنده به كار برده باشد اين دعوى از او پذيرفته نيست مثلا سنگى بزرگ بر سر او بكوبد يا رگهاى گردن او ببرد و بگويد قصد كشتن نداشتم اما اگر غالبا كشنده نباشد يا گاهى مىكشد و گاه نمىكشد مثل آن كه جراحتى بر شكم او زند كه به قلب و ريه نرسد و گاه به خونريزى بسيار بكشد دعوى از او پذيرفته مىشود و جنايت او عمد شبيه به خطا محسوب مىگردد در ظاهر شرع اما در باطن اگر قصد كشتن كند به عملى